نقد و بررسی بازی Fable: The Journey | قدرت جادویی دستان تو
امتیاز بازی نما
ازینما

یک خط توضیح در مورد امتیاز بین ۸.۵ تا ۱۰

چگونه به بازی‌ها امتیاز می‌دهیم؟

امتیاز بازی‌نما پس از بررسی تمام جوانب بازی و به پایان رساندن خط داستانی آن برای حداقل یک‌بار (یا بیش از ۲۰ ساعت تجربه برای بازی‌های بدون خط داستانی) بدست می‌آید.

نقد و بررسی بازی Fable: The Journey | قدرت جادویی دستان تو

| ۱۶:۰۷ دقیقه، ۱۳ آذر ۱۳۹۱ | خبر

مقدمه

  • نکات مثبت

  • نکات منفی

Spread the love
روزگار، روزگار سختیست. بدی بر همه جا سایه افکنده، سیاهی همه را در کام خود فرو می‌برد، دیوها از بند رها شده و بر دنیا و انسانیت می‌تازند. پلیدی قدرتی فرای تصور دارد، اراده‌ای فرای اراده‌ها. دنیا به سرنوشتش ایمان آورده و نابودیش را به نظاره نشسته، همه چیز برای پایکوبی و سرمستی دیوان مهیاست. انسان‌ها یکی پس از دیگری سر تسلیم فرود می‌آورند، امید در دل‌ها مرده است و ایمان از میان آنها رخت بربسته. در دنیایی که هر لحظه به فروپاشی خود نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود فقط یک کور سوی امید باقی مانده است، آخرین امید. ایمان تو به کاری که می‌خواهی انجام دهی و قدم‌های کوچک اما پیوسته‌ای که بر می‌داری. فقط کافیست به خودت ایمان داشته باشی، و بدانی که خواهی توانست. تو سدی خواهی بود در مقابل سیاهی. تو آخرین امید دنیا و ناجی تمام خوبی‌هایی. تو یک قهرمانی.
سری فیبل همواره داستان یک قهرمان را روایت کرده است. قهرمانی که کنترل آن بعهده بازی‌باز بود و وی با انجام مأموریت‌های محول شده از ابتدا تا انتهای بازی می‌توانست سرنوشت دنیا را رقم بزند. اما در Fable: The Journey این روند کمی متفاوت شده است. شما کنترل یک قهرمان را به دست خواهید گرفت اما این بار با جریان از پیش تعیین شده بازی پیش رفته و یک روند خطی را تجربه خواهید کرد. شاید در نگاه اول اینطور بنظر برسد که اینگونه از ارزش‌های بازی کاسته شده و این عنوان را از نظر داستانی و یا حتی بصورت کلی بی ارزش قلمداد کنید، کما اینکه برخی از منتقدان عزیز نیز چنین برداشتی داشته‌اند، اما حقیقت چیز دیگریست. بازیسازان توانمند استدیو LionHead با بکارگیری یک روند خطی و میان پرده‌های متعدد و با کیفیت و حتی دیالوگ‌هایی که به صورت پیوسته و یکپارچه در تمام مراحل بازی شما را همراهی خواهند کرد کاری کرده‌اند که بتوانیم با خیال راحت لقب بهترین عنوان سری فیبل از نظر داستانی را به Fable: The Journey اهدا کنیم.
روند اتفاقات و داستان سرایی بازی به شکلی ملایم شروع می‌شود، هر چه در بازی پیشروی می‌کنیم افزایش یافته و در پایان بازی به اوج خود خواهد رسید. هر چه بیشتر در بازی و دنیای آن پیش می‌روید بیشتر احساس همزاد پنداری را در خود خواهید یافت، و بیشتر به تصویر جدیدی که از آلبیون برای شما ترسیم کرده‌اند علاقمند خواهید شد. شخصیت پردازی‌، انیمیشن‌های بکار گرفته شده برای میان پرده‌ها و حتی انیمیشن‌های بکار گرفته شده برای دوربین و در حین مبارزات کمک شایانی به شناور شدن شما در دنیای بازی خواهند کرد. شما خود را بخشی از دنیای فیبل احساس خواهید کرد و می‌توانید به کمک نمای اول شخص بازی و طی کردن مراحل آن با کمک بدن خودتان این حس را تشدید نیز بکنید. شاید اگر این عنوان یک عنوان on-rail و انحصاری کینکت نبود LionHead هرگز نمی‌توانست چنین تجربه داستانی موفقی را برای طرفدران خود و کاربران کینکت رقم بزند.
در بازی شخصیت‌های زیادی را ملاقات نخواهید نمود و مأموریت جانبی‌ای را نیز تجربه نخواهید کرد. با این وجود محتوا و نحوه روایت داستان کمک بسیاری به بیادماندنی شدن آن کرده‌اند. البته ممکن است هر کس با توجه به سلایق و روحیات خودش تجربه متفاوتی در قبال ساخته جدید استدیو LionHead داشته باشد اما مسلماً این بازی به عنوان یکی از بیاد ماندنی ترین عناوین این نسل برای من باقی خواهد ماند. بصورت کلی Fable: The Journey از معدود عناوین کینکت است که با یک روایت داستانی بسیار قوی همراه شده است. چگونگی شکل‌گیری یک قهرمان، درون مایه اصلی داستان را تشکیل می‌دهد. on-rail بودن این عنوان کمک شایانی به لذت بخش و پیوسته بودن داستان کرده است. فقط کافی است یک صندلی راحت را انتخاب کنید تا وارد دنیای فیبل شوید. داستان بازی چند ده سال بعد از اتفاقات شماره سوم رخ می‌دهد، در زمانه‌ای که کسی انتظار دیدن قهرمانان جدید را ندارد و قهرمانان را بخشی از افسانه ها قلمداد می‌کنند. اما درست در همین زمان شما در نقش یک جوان ماجراجو به نام گابریل و با همراهی ترزا راهی سفری پر خطر خواهید شد تا در نهایت بتوانید دنیا را نجات دهید. نوع روایت داستانی بازی حالتی شناور و پیوسته دارد. فقط زمانی داستان سرایی بازی را حس نخواهید کرد که خودتان در حال داستان سرایی هستید. نبردهای شما نیز به نوعی بخش‌های حماسی این داستان زیبا را رقم خواهند زد. حتی زمانی که کنترل اسب دوست داشتنی خودتان سیرن را به عهده دارید نیز در حال تجربه بخشی از داستان بازی هستید. علاوه بر اینها بخشی از داستان بازی هم که حالتی فلش بک گونه دارند نیز در قالب یکسری انیمیشن‌های ۲D و نقاشی گونه روایت خواهند شد.
در قسمت قبل تلویحاً گفتیم که این عنوان برترین داستان ارائه شده در سری فیبل و متعاقباً لقب دارنده بهترین داستان در بین عناوین کینکتی را از آن خود کرده است. در اینجا نیز باید گفت که گرافیک این عنوان نیز بسیار زیبا و چشم نواز است، شاید چشم نواز ترین چیزی که در یک عنوان کینکتی مشاهده کرده‌اید. بازی با موتور به روز شده UE3 ساخته شده است و بسیاری از تکنیک‌های روز را ساپورت می‌کند و البته از یکی از شایع‌ترین مشکلات این موتور نیز رنج می‌برد.نورپردازی بازی بسیار زیبا کار شده است و می‌توانید شاهد افکت‌های مختلف و چشم نواز در این قسمت باشید. افکت God Ray و یا Shadow Beam هایی که در بازی مشاهده می‌کنید دقیقاً همان‌هایی هستند که در عناوینی مانند GeoW3 و Borderland 2 دیده بودید. حتی برخی اوقات که بین نور خورشید و ذرات معلق در هوا قرار می‌گیرید امکان دارد بتوانید عبور نور خورشید از این ذرات را مشاهده کرده و محو گرافیک تکنیکی بازی شوید. دیدن افکت‌های انفجار، جادو و همچنین منفجر شدن برخی از دشمن‌های بخت برگشته در طول بازی این نکته را به شما یادآوری می‌کنند که شما مشغول انجام یک بازی با کیفیت بهترین عناوین روز هستید و به هیچ عنوان به این فکر نمی‌کنید که این بازی مخصوص کینکت است یا خیر. فقط به خود بازی و دنیایی که در آن قرار دارید توجه خواهید کرد.
مدلسازی‌های انجام شده برای بازی بسیار با کیفیت هستند، جزئیات زیادی در آنها بکار گرفته شده است و به لطف هنرمندی آرتیست‌های توانمند شما محیطی پویا و با کیفیت را خواهید دید که علاوه بر زیبا بودن بر بسیاری از نارسایی‌های کنونی کنسول‌های نسل هفتمی سر پوش گذاشته‌اند. آنها با استفاده از طراحی جدید سعی کرده‌اند از حجم پولیگون‌های مورد نیاز برای ساخت محیط بازی بکاهند و در عین حال با برجسته و خشن‌تر کردن سطوح حال و هوایی جدید را به آلبیون داده‌اند. صخره‌های سر بفلک کشیده و تخته سنگ‌های کوچک با شکل و شمایلی خشن طوری طراحی شده‌اند که زیبایی بازی را دوچندان می‌کنند. بافتها اکثراً برای فاصله استاندارد دوربین تا سطوح بازی با کیفیت طراحی شده‌اند و برخی مواقع که بیش از حد به آنها نزدیک می‌شوید احساس می‌کنید که جای بیشتری برای کار کردن داشته‌اند. اما در کل بافت‌ها و کیفیت آنها نیز قابل قبول است و در بسیاری از صحنه‌ها شما را تحت تأثیر قرار خواهند داد. برای مثال زمانی که مشغول تمیز کردن اسب خود هستید اگر کمی دقت داشته باشید خواهید دید که با حرکت دستان شما موهای بدن اسب تغییر جهت داده و متناسب با جهت خواب موها انعکاس نور از سطح بدن اسب متفاوت خواهد شد. البته مشکل لود بافت‌ها که در بسیاری از عناوین ساخته شده با موتور UE3 مشاهده شده بود، اینجا نیز گریبان‌گیر بازی شده و گاه و بیگاه در میان پرده‌ها و در حین اسب سواری خود نمایی می‌کند.
انیمیشن‌های بکار گرفته شده در بازی بسیار نرم هستند، بخصوص آنهایی که در حین دیدن میان پرده‌ها مشاهده خواهید کرد. آنها نرم و واقعی طراحی شده‌اند و اینطور بنظر می‌رسد که برای ساخت آنها از یک تکنیک موشن کپچر جدید (احتمالاً تکنیک پرفورمنس کپچر) استفاده شده باشد چرا که حرکات بدن، سر و صورت با صدا همخوانی بسیار زیادی دارند. اما در باقی قسمت‌های بازی این انیمیشن های دوربین است که حس تعلیق و پویایی خاصی به بازی می‌دهد. البته مشکل دیر لود شدن بافت‌ها گاه و بیگاه بر روی لذت بردن شما از دیدن این انیمیشن ها اثر گذاشته و مانع از این خواهند شد که حداکثر لذت را از بازی ببرید. افکت‌های بازی نیز قابل قبول هستند، برخی از آنها مختص گیم پلی و برخی دیگر افکت‌های محیطی بشمار می‌روند. شاید زیباترین صحنه‌ها و افکت‌های بازی را در حین اسب سواری و طی مسافت‌ بین دو ایستگاه شاهد باشید. برخورد امواج خروشان با ساحل، آتش‌هایی که گاه و بیگاه زبانه می‌کشند، باران های سیل آسا، افکت‌های دود و مه و برگریزان درختان و … همه و همه به هرچه زیباتر بودن و پویاتر شدن دنیای بازی کمک می‌کنند.
طراحی مراحل مختلف و محیط‌های متفاوت بسیار خوب انجام شده است و شما واقعاً حس خواهید کرد که در آلبیون هستید. سازندگان با هوشمندی خاصی توانسته‌اند با ساخت مجدد مکان‌هایی که قبلاً در عناوین پیشین سری مشاهده کرده‌اید حس نوستالژی مخاطب را تحت تأثیر قرار دهند. به راستی با کمک مسائل تکنیکی، طراحی هنری و یادآوری خاطرات نه چندان دور، بعد از پایان بازی اینگونه تصور خواهید کرد که واقعاً به دنیای آلبیون رفته‌ و پس از انجام رشادت‌‌های فراوان به دنیای واقعی بازگشته‌اید. به لطف طراحی هنری خوب، بکارگیری رنگ‌های بجا و یا شاید تکنیک جدیدی برای از بین بردن لبه یا AAها (احتمالاً FXAA) شاهد هیچگونه دندانه‌ای در بازی نخواهید بود البته مگر مواقعی که کنتراست تصویر در برخی قسمتها بیش از حد زیاد می‌شود. اما بصورت کلی تصویری را که از نمایشگر شاهد هستید با کیفیت و چشم نواز بنظر خواهد رسید.
مطابق معمول صداگذاری بازی با لحجه شیرین و مخصوص انگلیسی ها انجام شده است. کیفیت صداگذاری شخصیت‌های اصلی بازی خیلی خوب کار شده است و با حرکات لب آنها همخوانی خوبی دارد. در بسیاری از صحنه‌ها هم که شاهد صورت شخصیت‌ها نیستید می‌توانید به کمک دیالوگ‌های با کیفیت و بعضاً خنده‌دار (البته از بار طنز بازی نسبت به نسخه‌های قبلی کاسته شده است اما در هر صورت نمی‌توانید یکی از عناوین سری فیبل را بدون دیالوگ‌های طنز تصور کنید) متوجه نکات جدیدی در خصوص بازی و دنیایش شوید. موسیقی‌های بکار گرفته شده برای بازی، زیبا هستند و همان حال و هوای قسمت‌های قبل را منتقل می‌کنند اما انتظار چیز خاصی را نمی‌توان از موسیقی‌های بازی داشت. البته این را هم باید گفت که در اکثر اوقات به کمک موسیقی‌های داینامیک بازی حال و هوای یک سکانس بهتر و واقعی‌تر به مخاطب منتقل خواهد شد.
افکت‌های صوتی بازی نیز دارای کیفیت مناسبی بوده و کمبودی را در این خصوص احساس نخواهید کرد. از افکت صوتی انفجار گرفته تا باران و انواع سر و صداهایی که دشمن‌های بانمک یا بعضاً وحشتناک بازی از خود در می‌آوردند همگی به طور مؤثری بر روی کیفیت کلی اثر می‌گذارند. بطور کلی می‌توان گفت که کیفیت کلی صداگذاری، موسیقی و دیالوگ‌های بازی کیفیت مناسبی داشته و اگر از عناوین قبلی سری بهتر نباشند بدتر هم نیستند.
شاید پیش از این نشستن در هنگام بازی کردن امری غیر معمول به حساب نیامده باشد، اما مسلماً تمامی افرادی که عناوین کینکت را تجربه کرده‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که تجربه یک عنوان به صورت نشسته از ابتدا تا انتها بر روی کینکت تجربه‌ای جدید است. فقط کافی است که برای داشتن یک تجربه بهتر از بازی یک صندلی مناسب برای خودتان دست و پا کنید تا بتوانید وارد دنیای Journey شوید. مکانیسم‌های گیم پلی بازی بسیار ساده است. کافیست دو دست خودتان را بالا برده و خیال کنید که افسار اسب خود را در اختیار گرفته‌اید. افسار را به هر طرف که بکشید سر اسب به همان طرف رفته و متعاقباً گاری شما نیز به همان سمت خواهد رفت. مکانیسم ذکر شده بسیار ساده است اما شاید انجام دادن آن آنقدر هم که بنظر می‌رسد ساده نباشد. شما باید برای طی مسیر در شرایط مختلف افسار سیرن را به عقب بکشید تا سرعتش کاهش یابد و یا بتازانید تا سرعت بیشتری بگیرد و از مهلکه بگریزید. در طول مسیر یکسری گوی رنگی به عنوان Exp قرار گرفته‌اند که برای بدست آوردن هر کدام از آنها نیاز دارید سرعت خاصی داشته باشید. رنگ آبی سرعت کم، رنگ سبز در هر سرعتی و رنگ قرمز در سرعت‌های بالا. برای کند کردن حرکت گاری نیاز است که دست‌هایتان را به عقب و روی سینه حرکت دهید تا حرکت آهسته شود و برای توقف کامل باید دست‌هایتان را به بالای سرتان ببرید.
در طول مسیر برخی قسمتها هستند که با یک دایره طلایی مشخص شده‌اند و با توقف در آن ایستگاه‌ها ممکن است بتوانید برخی کالکت‌ایبل‌ها را یافته و به مجموعه خود اضافه کنید. این کالکت‌ایبل‌ها شامل برخی تصاویر است که نکات بیاد ماندنی از عناوین قبلی سری را یادآوری می‌کنند. غیر از این ایستگاه‌ها برخی از ایستگاه‌ها یا استراحتگاه‌ها هستند که برای درمان کردن اسبتان در طول مسیر مفید خواهند بود. ممکن است اسب شما در طول مسیر زخمی شده و یا تیر بخورد و … شما وظیف دارید به عنوان یک صاحب دلسوز تیر را از بدنش به آهستگی بیرون کشیده و با استفاده از موهبتی که به شما شده زخم وی را درمان کنید. البته اگر این وظیفه را نادیده بگیریم نیاز شما به یک اسب قوی و سلامت در طول مسیر  خودنمایی خواهد کرد. علاوه بر این ایستگاه‌ها که توقف در آنها اختیاری است ایستگاه‌های دیگری هم هستند که مجبورید در آنها توقف کنید. در این ایستگاه‌ها شما می‌توانید اسب خود را غشو کرده، غذا دهید و یا حتی سیرآب کنید. در عناوین قبلی سری این سگ شما بود که در طول بازی شما را همراهی می‌کرد و بعد از مدتی تبدیل به دوست شما می‌شد، اما در اینجا این اسب شماست که نیاز به محبت، توجه و رسیدگی شما دارد و بعد از مدتی نسبت به او احساس دلبستگی پیدا خواهید کرد. با وجود ایجاد برخی تغییرات کلی در بازی هنوز هم بعضی از المان‌های اینچنینی در جریان بازی حفظ شده‌اند.
اما در هنگام مبارزات شما می‌توانید از دو دست خودتان به صورت مجزا و همزمان استفاده کنید. دست چپ برای گرفتن و بکار بردن نیرو ( مثلاً برای گرفتن آبجکتها و تکان دادنشان و یا برای پرتاب کردن تیرها و بمب‌های دشمنان سمت خودشان) و دست راست برای بکار بردن جادوهای تهاجمی. در مجموع شما ۵ قدرت در بازی خواهید داشت که کم کم و با پیشرفت شما در بازی قابل استفاده خواهند شد. دقت انجام حرکات و نوع انجام آنها ارتباط مستقیم به نوع کالیبره شدن حرکات دست شما دارد. اگر شما در مرحله کالیبره کردن بازی دست خود را به شکلی خاص تکان دهید ( البته مطابق با چارچوب کلیی که برای بازی طراحی شده است) می‌بایست در ادامه بازی هم دست خودتان را با همان شدت و قدرت تکان دهید. البته از آنجایی که هیجان بازی مستقیماً به شما و بدنتان هم منتقل خواهد شد دور از ذهن نخواهد بود که در میانه نبرد نتوانید دستانتان را به همان آرامی که در هنگام کالیبره کردن کینکت تکان می‌دادید، تکان دهید. پس پیشنهاد ما به شما این است که فاصله‌ای خاص را از نمایشگر انتخاب کرده و تمام بازی را از همان فاصله دنبال کنید و همچنین حرکات دستتان را نیز با ابعاد صفحه نمایش تنظیم کنید. مثلاً اگر جسمی در منتها علیه گوشه پایین سمت چپ تصویر بود دست خودتان را از زاویه دید خودتان به آن قسمت حرکت دهید و تا پایان بازی نیز همین مقیاس و معیار را حفظ کنید. راه دیگر نیز این است که هر بار و قبل از شروع بازی مجدداً کینکت را کالیبره کنید تا به یاد داشته باشید چه شتاب و قدرتی باید به دستانتان بدهید.
علاوه بر پرتاب جادوها به صورت مستقیم شما می‌توانید از پرتاب جادوها و استفاده از قابلیت AfterTouch نیز استفاده کنید. بدین صورت که هنگامی که جادو را پرتاب می‌کنید نیازی به هدفگیری دقیق ندارید ولی باید جادوها را در جهتی پرتاب کنید که به سطوح و موانع موجود در محیط بازی برخورد نکنند، و همچنان دست خود را به حالت کشیده نگه دارید و سپس دست خود را در جهتی که می‌خواهید جادو حرکت کند یا بازگردد حرکت دهید. در بسیاری از مواقع استفاده از AT موجب قویتر شدن جادو می‌شود و در فواصل دور نیز می‌تواند کمک خوبی برای شانه خالی کردن از هدفگیری دقیق دشمن‌ها باشد. برای دفاع کردن از حملات نزدیک دشمن‌ها نیز کافی است که دست چپ خودتان را روبروی سینه‌تان نگه دارید تا به مانند یک سپر عمل کند.
فواصل و وقفه‌های ایجاد شده بین مراحل گیم‌پلی و میان پرده‌ها نیز باعث می‌شوند که بتوانید خستگی در کرده و مجدداً به ادامه بازی بپردازید. در واقع شما هیچگاه چشم از بازی برنخواهید داشت، چرا که یا در حال بازی کردن هستید و یا در حال دیدن میان پرده‌های زیبای بازی. دشمن‌های متنوع، هوش مصنوعی مناسب و همچنین مراحل دارای طراحی هنری متفاوت باعث می‌شوند که بازی همواره برای شما تازگی داشته باشد. پس از پایان بازی هم می‌توانید به بخش Arcade رفته و با انجام مجدد مبارزات مراحل داستانی و به ثبت رساندن رکوردهای جدید در لیدربورد بازی با دوستانتان به رقابت بپردازید.
Fable: The Journey ثابت کرد که عناوین کینکتی نیز می‌توانند ضمن داشتن کیفیت عناوین عادی ۳۶۰ حتی پا را فراتر گذاشته و به کمک توانایی‌های کینکت و احساساتی که در اثر استفاده از آن به بازی‌باز منتقل می‌شوند تجربه‌ای فراموش نشدنی را برای آنها رفم بزنند. علی‌رغم اینکه بازی با چیزی که در سال ۲۰۱۰ وعده‌اش را داده بودند ( متغییر بودن جادوها، متناسب با نوع حرکت دست. On-rail نبودن بازی، قابلیت گشت و گذار در محیط بازی و … ) فاصله گرفته اما باز هم می‌توان گفت بهترین تجربه‌ای است که می‌توانید از یک عنوان کینکتی داشته باشید.
[toc-rate]




هیچ

نظری درباره این مطلب ثبت نشده است


نقد و بررسی

  • سازنده
  • ناشر
  • سبک
  • تاریخ انتشار
  • درجه‌ی سنی
امتیاز های بازی
  • ازینما
  • metacritic
  • کاربران سایت