پیش نمایش بازی The Evil Within | بازگشت ترسناک میکامی

پیش نمایش بازی The Evil Within | بازگشت ترسناک میکامی

| ۱۶:۰۶ دقیقه، ۱۰ مرداد ۱۳۹۲ | خبر

در سال‌های اخیر شاهد روندی بوده‌ایم که به دنبال آن بازی‌های سبک ترس، به سمت اکشن و گان‌پلی رفته‌اند و عناصر  وحشت در آن‌ها بسیار کم رنگ شده است. عناوینی نظیر Resident Evil 5 و Dead Space 3 از جمله‌ بازی‌هایی هستند که با چرخشی کاملا محسوس، از اصالت خود فاصله گرفته و به یک عنوان شوتر تبدیل شدند و با اینکه بازی‌های بدی هم نبودند، مسلما در زمره‌ی بازی‌های ترسناک قرار نمی‌گیرند. The Evil Within قصد دارد شما را دوباره بترساند و ویژگی‌هایی که باعث آبکی شدن بازی‌های این سبک شده‌اند را به کلی دور کند.

 

بازگرداندن دوباره‌ی سبک وحشت به ریشه‌های بنیادی خود و در آمدن از باتلاقی که این ژانر به آن دچار شده است، اصلا کار ساده‌ای نیست، اما هنگامی که پدرخوانده‌ی بازی‌های ترسناک و کسی که سبک survival horror را در صنعت بازی‌های ویدیویی بوجود آورد، چنین ادعایی می‌کند، فقط باید ساکت نشسته و حرف او را بی چون و چرا قبول کنیم. این اولین بازی Shinji Mikami، خالق سری Resident Evil، پس از عنوان Resident Evil 4 و اولین بازی استودیوی تازه تاسیس وی، Tango Gameworks می‌باشد.

یک بازی ترسناک شایسته و مخصوص، چیزی است که میکامی قول آن را می‌دهد و خوشبختانه آن طور که خودش می‌گوید QTEهای خسته کننده در The Evil Within وجود نخواهند داشت. در ادامه با خواندن این مقاله، به میکامی و ساخته‌اش کاملا ایمان می‌آورید و مطمئن می‌شوید که با عنوانی شبیه به RE 1 و ۲ طرف هستید.

 

شخصیت اصلی بازی Sebastien Castellanos نام دارد، کاراگاهی با موهای خاکستری که با دریافت تماسی مبنی بر بوجود آمدن آشوب در بیمارستان روانی Beacon، ساختمانی غیر عادی با معماری گوتیک که ترس و وحشت در بافت آن نفوذ کرده است، به آنجا می‌رود. سباستین با بارانی بلندش درحالی که باران بشدت فرو می‌ریزد به سمت درب بیمارستان حرکت می‌کند، نحوه‌ی راه رفتن و لباس پوشیدن او به شما می‌گوید که شخصیتی با اعتماد به نفس و اندکی مغرور دارد. در بیرون از ساختمان، او ماشین‌های پلیس را می‌بیند که زودتر از او به Beacon رسیده‌اند اما حتی یک نفر هم در آن اطراف دیده نمی‌شود.

کستلانوس با باز کردن در، وارد پذیرش روشن بیمارستان می‌شود و در و دیوار آن را آغشته به خون می‌یابد. او با اجساد بیماران، پرستاران و پلیس‌هایی روبه‌رو می‌شود که با گلوله‌ای در سر بر کف سنگی و نیمکت‌های چوبی اتاق افتاده‌اند. ناگهان غرور و اعتماد به نفس سباستین جای خود را به ترس و وحشت می‌دهد و در حالی که یکی از مجسمه‌های بی جان و آرام ساختمان بی هیچ احساسی به او نگاه می‌کند، کاراگاه در اتاق پیش می‌رود.

سباستین به دنبال کشف مدرکی از این جنایت، به اتاق دیده‌بانی بیمارستان وارد می‌شود. در آنجا در یکی از دوربین‌های مدار بسته او گروهی از پلیس‌ها را می‌بیند که توسط پیکری شبح‌وار مورد تهاجم قرار گرفته‌اند و آن‌ها نیز با فریاد به سمت حمله کننده‌ی خود تیر می‌زنند. ناگهان، پیش از آنکه کستلانوس بفهمد چه شده است، شبح از پشت سر به او حمله کرده و سرنگی را در گردنش فرو می‌کند.

 

هنگامی که سباستین به هوش می‌آید خود را در حالی که از پا آویزان شده است، می‌یابد و در اطرافش صحنه‌ی زشت یک قصابی وحشیانه را می‌بیند. خون همه‌جای اتاق را فرا گرفته است، قربانیان تازه قصابی شده و اجساد قدیمی‌تر، در حالی که مگس‌های زیادی از سر و روی آن‌ها بالا می‌روند، در کنار کستلانوس قرار گرفته‌اند و با حالتی خیره و خالی به او نگاه می‌کنند. سباستین صدای سنگین و خیس قدم‌هایی که در کل اتاق طنین انداز می‌شود را می‌شنود تا اینکه این صدا با سکوتی مخوف و نفرت انگیز به پایان می‌رسد. سپس تصویری که تا به حال تیره و تار بود پیش چشمش واضح می‌گردد. مردی دهشتناک و غول‌آسا با ساطوری بزرگ، در حالی که بدن کنده شده‌ی فردی را به دنبال می‌کشد، در معرض دید سباستین قرار می‌گیرد.

قصاب غنیمتش را که از خود رد خونی تیره بر جای گذاشته است، روی میز کارش قرار می‌دهد و در حالی که پشتش به سباستین است، با ضرباتی قوی و خرد کننده، شروع به تیکه تیکه کردن مرد می‌کند. کاراگاه درمانده ناگهان چاقویی را که در سینه‌ی جسد رو‌به‌رویش جاسازی شده است می‌بیند و با حرکتی سریع آن را می‌قاپد. مرد غول‌آسا لحظه‌ای از اتاق خارج می‌شود و فرصت کافی را به سباستین می‌دهد تا خود را آزاد کند و در تاریکی پنهان شود.

 

پس از اینکه قصاب قوی هیکل به اتاق باز می‌گردد، کستلانوس به آرامی به او نزدیک می‌شود و کلیدی که از پشت کمرش آویزان است را بر‌می‌دارد. سباستین موفق می‌شود بدون اینکه توجه قصاب را به خود جلب کند، از آن کشتارگاه وحشتناک خارج شود و به سمت در خروج حرکت کند. در این هنگام ناگهان زنگ خطر به صدا در می‌آید و اینبار مرد هیولاوار دیگری با اره برقی وارد می‌شود. اره برقی ساق پای سباستین را پاره می‌کند و اکنون او مجبور است برای بقا از دست قصاب مخوف فرار کند. سباستین لنگ لنگان از روی تخت‌ها و صندلی‌های چرخ داری که پیش رویش قرار می‌گیرند، می‌پرد و در نهایت موفق می‌شود برای لحظه‌ای از مرد دیوانه‌ی اره برقی بدست، فاصله بگیرد.

سباستین ترسیده، زخمی و بی سلاح، در پشت هر چیزی که می‌تواند او را از دید قصاب پنهان کند، پناه می‌گیرد. این صحنه‌ها شما را به شدت به یاد The Last of Us می‌اندازند. به هزار زور و زحمت، سباستین موفق می‌شود در کمدی که در اتاق کناری وجود دارد قایم شود. در این لحظه سکوتی مشمئز کننده فراگیر می‌شود، به طرزی که می‌توانید لرزش بدن سباستین را حس کنید. قصاب وارد اتاق می‌شود و از سوراخی که روی در کمد وجود دارد درون آن را نگاه می‌کند. خوشبختانه او نمی‌تواند کاراگاه زخمی را ببیند و از کمد او دور می‌شود. همین فرصت کافی را به سباستین می‌دهد تا از کمد بیرون بیاید و با پرتاب کردن یک بطری به دورترین سمت اتاق، حواس قصاب را پرت کند و خود از این مهلکه فرار کند.

 

این صحنه‌های اولیه‌ی بازی با سرعتی بسیار هوشمندانه و با دقتی فراوان طراحی شده‌اند. در زمینه‌ی بازی، موزیکی هراس انگیز و دلهره‌آور پخش می‌شود که باعث می‌شود مو بر تنتان سیخ شود.  The Evil Within دارای محتوای ترسناک با کیفیت و سطح بالایی می‌باشد. مناظر و محیط‌های بازی بدون اتکا به عناصر کلیشه‌ای عناوین سبک وحشت، بسیار دهشتناک می‌باشند و موسیقی بی نظیر بازی این احساس را دو چندان می‌کند. اما The Evil Within دارای سیستم مبارزه‌ی بسیار خوبی نیز می‌باشد.

در مرحله‌ای دیگر در یک کابین چوبی بخش مبارزه‌ی بازی نشان داده می‌شود که بسیار شبیه به Resident Evil 4 و بازی‌های دیگر میکامی می‌باشد. هنگامی که به سمت دشمنانی که تلو تلو خوران به طرفتان می‌آیند نشانه می‌گیرید، دوربین به پشت سباستین نزدیک می‌شود و نمایی از روی شانه‌ی وی به شما نشان می‌دهد. او این هیولاهای زامبی گونه که سیم خاردار بدنشان را کاملا پوشانده است، با استفاده از شاتگانی که قبلا پیدا کرده است به راحتی از پا در می‌آورد اما برای اینکه مطمئن شود دوباره زنده نخواهند شد، مجبور می‌شود آن‌ها را آتش بزند، صحنه‌ای بسیار مشوش و حال به هم زن که البته با چیزی که جلوتر می‌بینید اصلا قابل مقایسه نیست.

 

این صحنه به وضوح مرحله‌ی مشهوری که در  RE4 در یک کابین چوبی محاصره شده بودید، را بیادتان می‌آورد. در ادامه ارتشی از هیولاها از در و دیوار و پنجره‌ها به سمت کابین چوبی هجوم می‌آورند و سباستین با مین‌های زمینی، تیر اندازی و خلاصه هر چه در توان دارد سعی می‌کند جلوی آن‌ها را بگیرد. به هر صورت، کستلانوس موفق می‌شود از پله‌ها فرار کند و برای لحظه‌ای کوتاه به امنیت و آرامش برسد.

با اینکه این صحنه‌ها و مراحل اکشن، ستایش و تکریمی مستقیم از کارهای گذشته‌ی میکامی است، The Evil Within بسیار فراتر از یک بازی شبیه به Resident Evil می‌باشد. بعد از این درگیری، سباستین در مسیری جنگلی پیش می‌رود و در هر کابینی را که باز می‌کند، او را به بیرون پرتاب می‌کند. در این هنگام سباستین متوجه باریکه‌ی خونی می‌شود که به سمتش جاری شده است. او به دنبال این جوی خونین می‌رود تا به در کابینی می‌رسد. سباستین در را باز می‌کند و ناگهان دریایی از خون، به طرزی وحشتناک و فجیعی او را در خود غرق می‌کند. و بعد، دوباره به سرسرای پاکیزه و استریل بیمارستان باز می‌گردیم، در حالی که همه چیز حالت طبیعی و نرمال خود را دارد.

 

در ادامه،سباستین که به خود آمده است، در انتهای راهروی بیمارستان روانی، تپه‌ای از اجساد مردگان را می‌بیند که با نوری چشمک زن، حالتی مات و تار دارند. سباستین به اجساد نزدیک‌تر می‌شود تا اینکه اجساد یکهو در زمین غیب می‌شوند. بلافاصله از درون زمین پیکر خبیث زنانه‌ای با شش دست و دو سر که خون سرتاپای آن را فراگرفته است، به بیرون می‌خزد. این جادوگر بدشگون که موهای بلند و سیاهش چهره‌ی او را پنهان کرده است، به آرامی به سمت شما می‌آید، نزدیک و نزدیکتر می‌شود و ناگهان به سمتتان می‌دود.

شینجی میکامی و استودیوی Tango، با The Evil Within عنوانی تاریک بوجود آورده است که هیجان، استرس و تعلیق نسخه‌های ابتدایی رزیدنت اویل‌ و وحشت و ترس روانی Silent Hill را در خود دارد.  این بازی ترکیبی از همه‌ی عناصری است که علاقمندان به سبک وحشت سال هاست آرزوی آن را دارند. به جرأت می‌توان گفت The Evil Within کابوسی شوم و ترسناک است که تا مدت‌ها آن را فراموش نخواهید کرد.

 

The Evil Within در سال ۲۰۱۴ توسط Bethesda Softworks برای پلتفورم‌های X360, Xbox One, PS3, PS4 و PC منتشر می‌شود.




هیچ

نظری درباره این مطلب ثبت نشده است